السيد موسى الشبيري الزنجاني
4370
كتاب النكاح ( فارسى )
06 / 08 / 1381 دوشنبه درس شمارهء « 469 » كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : كلام پيرامون ولايت كافر بر مسلمان بود . در جلسه قبل وجوهى را كه براى نفى ولايت مطرح شده ، مورد بررسى قرار داديم . در اين جلسه نخست دو وجه ديگر را كه مرحوم آقاى خويى ذكر كردهاند ، مورد خدشه قرار داده و عمده دليل نفى ولايت كافر بر مسلمان را اجماع خواهيم دانست . آنگاه ولايت كافر بر كافر را مورد تحقيق قرار داده ، و دليلِ « الكفّار بمنزلة الموتى » و دليلِ اجماع را براى نفى ولايت او ناتمام دانسته و ضمن پذيرش ولايت كافر بر كافر ، دليل مرحوم شيخ طوسى را نيز مبنى بر لزوم سنخيت بين ولىّ و مولّى عليه جهت استدلال بر نفى ولايت مسلمان بر كافر مخدوش مىدانيم . سپس با بررسى ولايت سفيه ، اولويت نكاح نسبت به تصرّفات مالى را براى استدلال بر نفى ولايت او مردود شمرده ، ولايت وى را مىپذيريم . و در پايان نفى ولايت ولىّ را در مواردى كه فساد عقل وى زودگذر است مورد خدشه قرار خواهيم داد . * * * الف ) پىگيرى تحقيق در مسأله ولايت كافر بر مسلمان : « 1 » مرحوم آقاى خويى علاوه بر وجهى كه از سوى ديگران براى نفى ولايت كافر بر مسلمان اقامه شده ، دو وجه ديگر را نيز مطرح كردهاند :
--> ( 1 ) - فرض اينكه ولىّ كافر داراى فرزند مسلمان باشد ، به گونههاى مختلف قابل تصوير است ، مثل اينكه فرزند وى مراهق باشد و خودش قبل از بلوغ اسلام را اختيار كند و يا اينكه مادرش مسلمان باشد .